به نام خدادو رويه زبر نيش مار خفتنسه پشته روي شاخ مور رفتنتن روغنزده با زحمت و زورميان لانه ي زنبور رفتنبه کوه بيستون بيرهنماييشبانه با دو چشم کور صبح بهاری ...
به نام خداآسمون و هوا انگاری تازه یادشون آمده که زمستونه و اتفاقا زمستونی که در حال تمام شدنه و باید یک کارهایی می کردند ویا باید بکنند. چند روزه که ه صبح بهاری ...